صبورترین
به نظرمن مامان من بهترین ومقاوم ترین آدمیه که دیدم... تو۱۵ سالگی شوهرکرد به دورترین نقطه ازخانوادش رفت وزندگیشوشروع کرد تو۱۷ سالگی اولین دخترشوبه دنیا اورد سال بعد دختردومش به اختلاف یک سال به دنیا اورد دربیست وسه سالگی من به دنیا اومدم دربیست وپنج سالگی شوهرش توجبهه مفقودالاثر شد دربیست وشش سالگی برادرشوکه خیلی دوست داشت و برای یافتن شوهرش به جبهه رفته بود شهید شد درهمان سال مادرش شدیدا ناراحتی اعصاب گرفت واوهمچنان درانتظاربازگشت همسرش بود.... بدون شوهر ۵ تاخونه اسباب کشی کرد بیرون ازخونه واسه بزرگ شدن ما کارمیکرد وواسه کاربه شهردیگه ای میرفت.. نفت ّ گازُ نان راخودش میخرید تعمیرات خونه روخود...
نویسنده :
مامانی
21:58

